پشت فرمون بودم که يه هو موبايلم زنگ خورد !الو؟...الو...؟ بفرماييد.... چرا جواب نميدين...؟ جواب نمي داد...! فقط فوت مي کرد...! گفتم...: اگه زشتي يه فوت کن، اگه خوشگلي دو تا...! دو تا فوت کرد! گفتم.... : اگه اهل قرار گذاشتن نيستي يه فوت کن، اگه هستي دو تا...! بازم دو تا فوت کرد! ،فردا ناهار، ساعت دوازده، نايب وزرا اگه نه يه فوت، اگه آره دو فوت...! بازم دو تا فوت کن... 
فردا صبح در پوست خودم نمي گنجيدم! همه فکر و ذکرم قرار ناهارم بود...! با اشتياق دوش گرفتم، بهترين ادوکلنم رو زدم، و شيک ترين لباسمو پوشيدم...، از خونه که داشتم مي رفتم بيرون... : زنم صدام کرد عزيزم ناهار مي آي خونه؟ نه عزيزم، امروز ناهار يه جلسه مهم با هيئت مديره داريم! زنم گفت... : اگه مي خواي، گردنتو بشکنم يه فوت کن اگه مي خواي... پاتو قلم کنم، دوتا...!!